کارهای این روزای شما
سلام یار مهربونم ، سلام شیرین زبونم 
اینقده این روزا شیرین و شیطون شدی که حساب کارات از دستم در رفته .
تازگیا احساس استقلال میکنی و سعی داری خودت لیوانت رو بگیری و آب بخوری یا با قاشق و چنگال خودت غذا بخوری 
هر حرفی که ما میگیم رو سریع ضبط میکنی و بهمون تحویل میدی .
چند روز پیش قوری رو شکوندی و من گفتم : ای بابا نچ نچ نچ
و شما از همون روز یاد گرفتی و میگی : ا بابا نچ نچ نچ 
وقتی ازت می پرسم کو بابا ؟ میگی : نیس
وقتی میخوای هم منو و هم بابا رو صدا بزنی مخفف میگی : مابا
تازگیا زدی تو خط وسائل آرایش من و برای اولین بار همه رژ گونه و رژ لبهای منو مالوندی به صورتت
در یک ثانیه کل خونه و وسائل رو کن فیکون میکنی 
کارای خیلی خطرناک میکنی رو میز عسلی های مبل میری و از رو میزها میری رو مبل ها و میز تلفن رو برعکس میکنی و میری روش و می ایستی و صدام میزنی که نگاهت کنم .
از کلمه مرسی خوشت میاد همیشه میای الکی وسائل رو میدی دست من تا بهت بگم مرسی
یاد گرفتی میری سی دی هات رو میاری و میکنی زیر دی وی دیمون که مثلا برات بخونه اما وقتی موفق نمیشی میای پیش من و میگی : سی دی
هرچی بزرگ تر میشی به این مساله بیشتر پی می برم که واقعا پسر بچه ها شیطون ترن تا دختر بچه ها 
عزیزدلم دوستت دارم یه دنیا 


بوووووووووووووووووووووووووووس رو گونه های مخملیت 


کارهای این روزای شما
